۱۳۹۷ اسفند ۱۱, شنبه

چرا به حجاب اجباری نه می گوییم؟


ما زنان سال هاست که حجاب اجباری از انواع گوناگون آن را با پوشیده گویی و فاش گویی، با طعنه، اعتراض، استدلال، مقاومت مدنی و هزاران شکل دیگر نقد کرده و خواهیم کرد .امروز اما به نظر می رسد با در نظر گرفتن رویۀ تهاجمی نظام اسلامی باید از نو در بارۀ آن سخن گفت، باید به آن «نه» گفت. باید گفتاری دیگر را آغاز کرد. موضوع را نمی توان به سادگی و با دستور این سردار و آن سردار، با دستگیری تعداد زیادی از زنان در خیابان ها و شرکت های خصوصی و بیرون کردن آنها از ادارات و غیره فیصله داد. به نظر من جدال اصلی در راه است. جدالی که بانیان «طرح امنیت اجتماعی» و « ارتقای عفت عمومی» مبتکر آن بوده اند.
این حجاب چیست؟ آیا آنگونه که ادعا می شود بازگشت به ارزش های سنتی است؟ به گمان من نه. در فرهنگ و جامعۀ ما تعادل و نظم جهان و همزمان بی تعادلی و در هم ریختگی نظم آن همواره تابعی از پوشش ما زنان بوده است. اگر در اسلام سنتی زن از آن رو می بایست پرده نشین و پوشیده باشد که تعادل جامعه را حفظ می کرد و نظم آن را موجب می شد، پس از انقلاب اسلامی رویه ای معکوس شکل گرفت. در اندیشۀ انقلابیون جهان تبیین شده بود، حال نوبت تغییر آن بود و زن مسلمان با حجاب «کوبندۀ» خود نشانه ای از این تغییر جهان و به انجام رساندن آن مأموریت مقدس به شمار می رفت. حجاب بر آمده از نظام اسلامی به هیچ رو به حجاب سنتی شباهت نداشت، از اینرو که دقیقاً بر هم زنندۀ تعادل جهانی ای بود که آن مأموریت مقدس قصد به انجام رساندنش را داشت. در این گفتار نیز همچون اولی همه چیز به پوشش من زن وابسته بوده است. فرقی نمی کند تعادل باشد یا بی نظمی و در هم ریختگی. من زن باید همواره با پوششم یا مدافع نظم مستقر یا بر عکس مدافع بی نظمی می بودم. پوششی که در هر حال ادعا می شود اسلامی است برای ما همواره به یکی از این دو مقصد و یا همزمان به هر دو ختم شده است. هم بر قرار کنندۀ تعادل جامعه و هم مشروعیت بخش آن مأموریت مقدسی بوده است که قصد دارد جهان را تخریب و از نو بسازد. سر در گمی گفتار سیاسی در مورد حجاب نیز از همین دوگانگی و تضاد سرچشمه می گیرد و درست به همین دلیل برای زنانی همچون من پوشش اجباری مصداق بارزی از این قرار گرفتن در جایگاه نامعلوم و رفت و برگشت های مداوم و بی نهایت است. آنجا که پای خانواده و نظام اجتماعی در جامعۀ ما در میان است، من با پوششم تعادل و عفت را بنا می کنم و آنجا که پای آن مأموریت مقدس در میان است، بر هم زنندۀ آن تعادلم. نظام اسلامی به پوشش من از همین رو محتاج است.
می توانم با همۀ آن کسانی هم که درست عکس تجربۀ مرا داشته اند، نیز احساس همدلی کنم. کسانی که بر خلاف من اما باز هم به خاطر آن تعادل مردانه، آن رابطۀ قدرت و آن مأموریت مقدس مجبور بوده اند پوشش خود را کنار بگذارند. در مورد این دومی نیز باید سخن گفت. زیرا به خاطر حساسیت موضوع حجاب و پوشش اجباری وضعیت زنانی که مجبور بوده اند از خود رفع پوشش کنند، همواره به حاشیه رانده شده و مسکوت گذارده شده است.
در هر دوی این گفتارها من با حجابم، هم فاعل بوده ام و هم مفعول. آنجا که پای تعادل در میان است، اگر روسری ام، چادرم عقب برود و اندامم نمایان شود، فاعلم و تعادل جامعه را، عفت آن را، و خلاصه همۀ آن چیزهایی را که به دست آمده در طرفه العینی به هم می زنم. نیز با حجابم به امپریالیسم جهانخوار« نه» می گویم و به او ثابت می کنم که نظام مقدس از حقانیت بی چون و چرا برخوردار است. در اینجا تعادل و نظم را برهم می زنم. این هر دو اوج نقش فاعلی من است. در هیچ مذهب و آیینی تاکنون برای زن هرگز اینقدر نقش فاعلی و اثر گذاری قائل نشده اند که با حجاب و پوشش به او داده شده است. اما نکتۀ دیگری را هم باید اضافه کرد و آن اینکه در هیچ آیینی نیز زن تا این حد به واسطۀ زن بودن تخریب نشده است که ما او را با حجاب اجباری تخریب می کنیم. زیرا حجاب هم منتهای نقش فاعلی زن است و هم نهایت مفعول بودن او. اگر زن ایرانی با پوشش خود عامل ایجاد تعادل در جامعه و بی تعادلی در نظم مستقر جهانی است، اما مدال افتخاری به او نمی دهند و اصلاً آدمش به حساب نمی آورند. نقش او فقط به همین ختم می شود که تابع باشد. با اعطای این مدال، ما را چهار میخ می کنند. من این نشان افتخار را نمی خواهم. این مردان اند که از ما ایجاد تعادل یا بی نظمی را طلب می کنند. من زن محکوم به آن بوده ام که مأموریت را به انجام برسانم بی آنکه هیچ نقشی در آن داشته باشم و بی آنکه در موردش از من پرسش کرده باشند. بیشتر به عکس روی دیوار آن شبیه بوده ام.
از اینرو بحث در مورد حجاب در واقع بحث در مورد دستکم دو نوع رهیافت و نگاه متفاوت به جهان است که یکی از آنها همواره قربانی دیگری بوده است. یکی برداشت زنانی چون من از جهان است و دیگری برداشت همان آقایان و خانم هایی که خدمتتان عرض کردم. جهان من و نگاه من اما همواره در اسارت نگاه آنها مانده است. من محکوم بوده ام که جهان را از دریچۀ دیدگان آنها بنگرم . باور کنید که اگر از این دریچه جهان زیباتر می نمود، ای بسا هیچ مشکلی نداشتم، اما نیست. جهانی که من مجبور شده ام از دریچۀ چشم آقایان و خانم های مدافع حجاب که عینک خود را همواره از آقایان غرض گرفته اند، بنگرم، جهانی زشت، کثیف، نا امن، غیر اخلاقی، پر از دروغ و پنهانکاری و سخت غیر قابل اعتماد است. چگونه می توانم آن مناظر را زیبا بدانم و خود را وادار کنم که از زشتی اش رو برگردانم. می گویند حجاب محض خاطر امنیت من است، اما من با حجاب هرگز احساس امنیت نکرده ام، برعکس بیشتر احساس نا امنی و در هم ریختگی و آشفتگی داشته ام. در خیابان های شهر های ما فرقی نمی کند که شب و نصف شب و حتی وسط روز با چادر بیرون بروی، یا با روسری و یا با هیچیک. می گویند زن با حجاب زیباتر است. پیشتر ها البته منظورشان البته آن بود که زن برای «مردان» در حجاب زیباتر است، اما اخیراً می شنویم که حتی در دانشکدۀ هنرهای زیبا که تعداد دانشجویان دختر آن از پسر ها بیشتر است، دانشجویان را مجبور می کنند که از ماکت زن چادری به عنوان یکی از مظاهر ذوق زیبایی شناختی گرته برداری کنند! من در آن زیبایی ای نجسته ام. می گویند عفت و تعادل جامعه با حجاب حفظ می شود، اگر اینطور است پس بحمدالله به نظر می رسد ما متعادلترین و عفیف ترین جامعۀ کرۀ خاک باشیم. نیستیم. ما نه قائل به آن مأموریت مقدسیم و نه هرگز توجیه شده ایم که چه کسی، کجا، چگونه و چرا این مأموریت مقدس را بر دوش نظام اسلامی نهاده است که حال ما زنان با پوشش خود بخواهیم آن را به انجام برسانیم.
من به حجاب اجباری نه می گویم از آنرو که نه فاعلیت مطلقی را که در آن به من نسبت می دهند انسانی می دانم و نه آن مفعولیت مطلق را. من نه می خواهم و نه می توانم با حجابم مسئول عفت و تعادل جامعه و نظم مستقر یا بی نظمی و آشفتگی آن باشم و نه آنکه با پذیرفتن آن، خود را انکار کنم. نگاه من به جهان از همان اعتباری برخوردار است که نگاه هر موجود انسانی دیگر. من و میلیون ها مثل من در حجاب نه امنیت جسته ایم، نه زیبایی، نه اخلاق ، نه عفت و نه پاکی، و بر عکس بی حجابی را هم ملازم بی عفتی و بی اخلاقی و ناپاکی نمی دانیم. اصلاً به نظر ما پوشش ملازم با پاکی و ناپاکی، عفت و بی عفتی، تعادل و عدم تعادل .نیست. پوشش و حجاب بحثی یکسره مربوط به قدرت است. کاری به اخلاق و دین ندارد.


مقاله فاطمه صادقی


اعتراض به حجاب اجباری: گزارش تصویری از تظاهرات ۸ مارس ۱۹۷۹ در تهران




یکی از بارزترین ویژگی‌های انقلاب ۵۷ زن ستیز بودن آن است. این انقلاب، زیر تأثیر گفتمان اسلامى و چپ، از همان ابتدا، آزادیها و حقوق کسب شده توسط زنان در دوران پهلوى را غیراسلامى، غربى و از مظاهر بورژوازى و نفوذ سرمایه دارى و تمدن غربى مى دانست. در این انقلاب، چادر به نماد مبارزه با حکومت “غربگراى” پهلوى تبدیل شده بود؛ چادرى که زمانى به عنوان نماد تبعیض جنسیتى شناخته مى شد.در حالی که پیش از انقلاب روند تصویب قوانین حامی زنان در راستای حقوق برابر با پیشرفت چشم‌گیری روبرو بود و سیاست‌های توانمندسازی زنان به حضور گسترده زنان در عرصه‌های علمی، هنری، ورزشی و اقتصادی منجر شده بود اما بلافاصله پس از انقلاب آنها از جامعه به درون خانه‌ها هدایت شدند.تنها دو هفته پس از پیروزی انقلاب ۵۷، دفتر آیت‌الله خمینی، با صدور دستوری، قانون حمایت از خانواده را لغو کرد. در حالی که اعتراض‌های پراکنده‌ای نسبت به این دستور صورت گرفت، نیمه اسفندماه ۵۷ آیت‌الله خمینی در سخنرانی مدرسهٔ رفاه اعلام کرد زنان کارمند اداره‌های دولتی باید حجاب اسلامی را برای حفظ آبرویشان رعایت کنند.. روز بعد، زنان کارمند بدون حجاب اجازهٔ ورود به محل کارشان را نیافتند. تعداد زیادی از زنان کارمند از رفتن به سر کار سر باز زدند و زنانی که کارمند وزارت امور خارجه بودند، بیرون وزارتخانه دست به تظاهرات زدند. روز ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، برابر با ۸ مارس ۱۹۷۹، بزرگ‌ترین تظاهرات زنان براى حقوق خود در تاریخ ایران رقم خورد و بنا به گزارش‌های خبرگزاری‌های آن زمان پانزده هزار زن در شهر تهران تظاهرات کردند. این تظاهرات گسترده باعث عقب نشینى آیت الله خمینى شد و طرح اجبارى کردن حجاب در ادارات تا یکى دو سال عقب افتادتظاهرات هفدهم اسفند ١٣۵٧، با انتقاد شدید نیروهای اسلامی و چپ روبرو شد. تا کنون پس از گذشت چهل سال از آن روز، زنان ایران همچنان در تلاش برای کسب حقوق برابر هستند.

با این مقدمه، گزارش تصویری از تظاهرات روز جهانی زن که در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ در شهر تهران برگزار شد را می‌بینید


تظاهرات کنندگان در روز جهانی زن، ۸ مارس ۱۹۷۹ (۱۷ اسفند ۱۳۵۷)، تهران، ایران. عکاس: ناشناس



در طلوع آزادی، جای حق زن خالی



زنی چادری که همراه معترضان به حجاب اجباری راه‌پیمایی می‌کند. عکاس: ناشناس 


«در ۸ مارس ۱۹۷۹ تظاهرات روز جهانی زن. تصویر گرفته شده از گزارش برنامه تلوزیونی کانال ای.بی.سی با نام ایران«قرن ما 


«در ۸ مارس ۱۹۷۹ تظاهرات روز جهانی زن. تصویر گرفته شده از گزارش برنامه تلوزیونی کانال ای.بی.سی با نام ایران«قرن ما 



۸ مارس ۱۹۷۹ تظاهرات روز جهانی زن. تصویر گرفته شده از گزارش برنامه تلوزیونی کانال ای.بی.سی با نام ایران«قرن ما» 



مردانی که به زنان حاضر در تظاهرات تعرض میکنند. ۸ مارس ۱۹۷۹ تظاهرات روز جهانی زن -تصویر گرفته شده از گزارش برنامه تلوزیونی کانال ای.بی.سی با نام ایران«قرن ما 



زنان تظاهرات‌کننده که تعدادی از آنها بدست صادق قطب زاده، رئیس وقت سازمان صدا و سیما، اخراج شده‌اند. 
پلاکارد: استبداد به هر شکل نابود است. ارتجاع به هر شکل محکوم است. عکس: سوفی کایر 




زنان و مردان مخالف حجاب اجباری – مقابل ساختمان صدا و سیما، ۹ مارس ۱۹۷۹ – عکاس: سوفی کایر 




اسلام‌گرایان متعصب به زنان تحمع کننده مقابل صدا و سیما سنگ می‌زنند. 
بر پلاکارد در دست آن‌ها نوشته شده: مساله حجاب نیست، بلکه توطئه‌های آمریکاییست. عکاس: صوفی کایر 




اسلام‌گرایان متعصب در حال آزار و تعرض به زنان تظاهرات‌کننده و خطاب کردن آنها با الفاظی مانند «فاحشه»، «پسمانده‌های اشرف پهلوی»، «کمونیست» و «ماموران ساواک» – ۱۱ مارس ۱۹۷۹ 




مردانی به زنان حاضر در راه‌پیمایی تعرض می‌کنند. عکس: صوفی کایر 




جمعیت زنان معترض 




یک روحانی در دانشگاه تهران علیه زنان تظاهرات‌کننده سخنرانی می‌کند – ۱۱ مارس ۱۹۷۹- عکاس: ناشناس




متعصبان مذهبی با چاقو به مردانی که از تظاهرات زنان در ماه مارس حمایت کرده‌اند حمله می‌کنند








آدرس: جنب دبیرستان رضا شاه! عکاس: صوفی کایر

منبع : سایت دماوند